تبلیغات
حــــرم یــــــار - شهادت حضرت علی (ع)
وبلاگ عاشقان حضرت شاه فضل (ع)
اربعین تو کربلا چه حالی داره ...جای ما سینه زنا رو خالی داره....
درباره ما
در محضر شافضل ، بر سینه زنانیم

این صحن و سرا را ، بر دیده نشانیم

در ماتم یاران ، خونابه فشانیم

با یاد عزیزان ، غرقاب فغانیم
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما
مطالب اخیر وبگاه

سلام به دوستان خوبم .امیدوارم حالتون خوب باشه.امروز اومدم نوحه ها و مرثیه های مربوط به شهادت حضرت علی (ع) رو که استاد محمدرضا سروری سرودن رو برا استفاده شما عاشقان امامت بزارم . راستی نظرهاتون رو درباره وبلاگ  ،مطالبی که گذاشته میشه و.... حتماً بنویسید .امیدوارم از ما راضی باشید.(التماس دعا)

به ادامه مطلب مراجعه کنید

یاد عدالت ( هم آهنگ نوحه " ای مرغ سحر " مرحوم گله دارزاده )

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

خونابۀ سر ، دارد این نکته دلالت

******

از ضربت کین ، منشب آن تارک حق شد

قرآن مجید ، گوئیا پاره ورق شد

خون دامنۀ ، ماه و خورشید و شفق شد

گل بانگ عزا ، تافراسوی فلق شد


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

بشکسته جبین ، شد به دستان جهالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

******

بشکسته جبین ،زین جهان سوی جنان رفت

آزرده دل از ، جهل روبه صفتان رفت

خونین جگر از ، جور پیمان شکنان رفت

خونابه بسی ، از دل پیر و جوان رفت


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

خونابۀ سر ، دارد این نکته دلالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

******

در صحنۀ عشق ، همچنان ماه منور

با جامۀ مهر ، سینه ها کرده مسخر

بسروده به خون ، واژۀ عدل و مکرر

از عطر خوشش ، باغ دل گشته معطر


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

شد شاه شهید ، مظهر عدل و اصالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

******

آن میر عرب ، جلوۀ ناب عبادات

سلطان وفا ، زادة قبلة حاجات

بر بال ملک ، رفته تا اوج سماوات

بر گوش فلک ، نآید آوای مناجات


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

بر چهره نشست ، زین خطا اشک خجالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

******

درماتم آن ، شاه بی مثل و همانند

اطفال یتیم ، مضطر و دل نگرانند

از دیده سرشک ، بر رخ وگونه نشانند

تا فالق صبح ، دیده بر در بدوانند


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

خواهند ز خدا ، از پدر رفع کسالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت

******

گلواژۀ عدل ، با نماهنگ سمائی

بگرفته عجب ، خون شَه به خون بهائی

نامش به لبِ ، سروری کرده تدائی

ای نادر و ناب ، اندرین لحظه کجائی


آه که فرق مرتضا زِ شمشیر جفا شد از نیمه دوتا به تقدیر و قضا

و صیّ مصطفا امیر ذی سرا شه عدل و وفا علی مرتضا

شد شاه شهید ، مظهر عدل و اصالت

با نام علی ، دل کند یاد عدالت
**********************************************************************
**********************************************************************
کیسه دوش ناشناس

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

دیده گریان گرد شمع مرتضا همچنان پروانه امشب

******

از دم شمشیر زهر آلود دون فرق پاک مرتضا بشکافته

یأس و نومیدی به جای آرزو ره به اندام یتیمان یافته

تاری از اندوه و پودی از الم جامه ای از غصّه بر تن بافته


کلبة ایتام کوفه زین عزا گشته چون غمخانه امشب

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

******

کودکی با چشم گریان منتظر بر در ویرانه ای ایستاده است

گوئیا آن کیسه دوش ناشناس دیر کرده غم به دل افتاده است

شور و تشویشی عجیب دارد به دل آخر این دل بر دل او داده است


کلبة ایتام کوفه زین عزا گشته چون غمخانه امشب

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

******

در درون خانة شیر عرب گشته برپا از تحزّن محفلی

مجتبا یکسو حسین سوی دگر خفته بر بستر شکسته سر علی

آمده با کاسة شیری به دست طفل گریانی برای همدلی


دیده گریان گرد شمع مرتضا همچنان پروانه امشب

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

******

شاه بی همتای عدل و داد و عشق گر چه بر بستر فتاده غرق خون

کی تواند یاد طفلان یتیم از سر بشکسته بنماید برون

او به یاد کودکان و کودکان یاد مولا را به دل دارند فزون


رنگ غم بنشسته تا اوج فضا پر شده پیمانه امشب

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

******

دیدة شب زنده دار مرتضا بسته شد از این جهان بی وفا

سرّ و راز کیسه دوش ناشناس بعد هجران شد به کوفه بر ملا

سروری دلداری از طفل یتیم بوده راه و رسم نیک اولیا

شیعیانند گرد شمع مرتضا همچنان پروانه امشب

کودکی در حسرت نان و غذا مانده در ویرانه امشب

*******************************************************************

*******************************************************************

آواز در باران رها

عمری تمام گفته هایش را نفهمیدند

گلبانگ تکبیر رسایش را نفهمیدند

در خانه تنها ماند ، چرایش را نفهمیدند

(آوازِ در باران رهایش را نفهمیدند)

(چاه از غمش پُر شد صدایش را نفهمیدند)


مظلوم دورانها علی آرامش جانها علی ای شیر میدانها علی

******

دلداده ای بود جا به اوج پهنة افلاک

وارسته ای در کوی عشق و وادی لولاک

عاشقترین مرد زمین با سینه ای صد چاک

(غمگین ترین شب پیش رویِ آسمان درخاک)

(خورشید پنهان کرد و جایش را نفهمیدند)


مظلوم دورانها علی آرامش جانها علی ای شیر میدانها علی

******

از بهر دلداری سرای فقر را می گشت

شب خانه خانه ردّ پای فقر را می گشت

با بانگ عدلش خیمه های فقر را می گشت

(با کوله باری کوچه های فقر را می گشت)

(شبهای کوفه ردّ پایش را نفهمیدند)


مظلوم دورانها علی آرامش جانها علی ای شیر میدانها علی

******

شاهنشهی بی کاخ و تخت و سادّه، بی دربار

بر حال مظلومان و محرومین بسی غمخوار

شیر صف جنگ و جهاد و مرد هر پیکار

(شمشیر بود و دستهایی از دعا سرشار)

(اعجاز سرخ ربّنایش را نفهمیدند)


مظلوم دورانها علی آرامش جانها علی ای شیر میدانها علی

******

بعد از قرون مردم به آهِ سرد می گریند

بر حال آن بی همدم و همدرد می گریند

درمسجد ومحراب ،چون شبگرد می گریند

(سجّاده ها بر غربت آن مرد می گریند)

(مردی که عاشق شد صدایش را نفهمیدند)


مظلوم دورانها علی آرامش جانها علی ای شیر میدانها علی

 ***************************************************************

****************************************************************

فرق مبینم (هم آهنگ نوحه "پروانه ها رفتند " مرحوم گله دارزاده با سروده استاد محمد تمدن)

از کینه بشکستند فرق مبینم

بنشسته شمشیر دون بر جبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

بشنو نوای آخرم شاه مدینه

دارم شکایت ها بسی ای بی قرینه

بگرفته بغض آتشینی راه سینه

از جهل امت سوزم و یا ضرب کینه


مقتول عدلم میر مؤمنینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

بنگر محمد بعد تو با ما چه ها شد

بر خاندان اطهرت جور و جفا شد

گه خنجر نامردمی سویم رها شد

گه خون به قلب خستة خیرالنسا شد


سوزد وجودم آه آتشینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

عمری سکوتم درره عشق خدا بود

دل پایبند دین پاک مصطفا بود

شب گریه هایم در دل چه بی صدا بود

کی این همه ظلم و جفا بر ما روا بود


صابرترین در خیل صابرینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

معجون عشق و مهر و عدل و جود و دادم

خود اصل دینم ، همچو توحید و معادم

در بیت حق سر را به راه حق نهادم

در سجده گاه عشق او با سر فتادم


دلداده ای در کوی مرسلینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

دارم دلی بشکسته از اهل جهالت

از حامیان جور و بیداد و رذالت

گشتم شهید وادی عشق و عدالت

برعشق پاکم فرق خونین است دلالت


در مسلخ جانان عاشق ترینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

تا آخرین دم بوده ام یاد فقیران

دل ناگران خانه های گشته ویران

همواره همراه یتیمان و صغیران

خونین دلم از بدعت ذلت پذیران


بر مستمندان غم خوار و معینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

بر پیکرم بین زخم بی حدّ زمانه

غم های عالم در وجودم آشیانه

دادند چه خوش مزد تلاش عاشقانه

با تیغ زهرآلود زدند فرقم نشانه


مضروب تیغ دونان لعینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

******

از کینه بشکستند خون بر رخم بستند ای داد و بیداد ای داد و بیداد

در وادی محراب خون دیدم نگاری

ولله از این ضربت چشیدم رستگاری

راه سعادت دیدم اندر خون نگاری

خونم نشست بر تارک دین یادگاری


گو سروری از عشق آتشینم

از کینه بشکستند فرق مبینم

***************************************************************

***************************************************************

نماز آخرین ( هم آهنگ نوحه " یا ابوفاضل مدد " مرحوم گله دارزاده )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

در عبادت بهترین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


در سحرگاهان قدر از نیامی بد سرشت

ضرب شمشیری لعین از ورای سرنوشت

خطّ سرخ عشق و با خون مولا می نوشت

پیشوای متّقین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


ازجبین شاه عشق خون چکددرسجده گاه

رنگ خون پاشیده شد بر سماوات و پگاه

هم نمای شمس سرخ شد هلال روی ماه

صاحب علم الیقین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


مظهر احسان و مهر شد هم آغوش صبا

با پر و بال یقین در سجودی دلربا

خسته از اهل زمین پر زده تا کبریا

درشجاعت بی قرین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


شیر دشت معرفت پادشاه عدل و داد

مفخر جنّ و ملک فاتح جنگ و جهاد

در وصال آرزو زین شهادت گشته شاد

شاه بشکسته جبین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


در جنان و در برین تسلیت گویند همه

گه به نزد مصطفی گه به نزد فاطمه

این نوای یا علیست روی لبها زمزمه

دیده خون روح الامین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


عالمی غرقاب غم در عزای مرتضاست

هم زمین هم عرش حق نیلی و ماتم سراست

روی دوش خاکیان کوه دردوغصّه هاست

رهبر دنیا و دین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


در دل ویرانه ها کودکان در انتظار

خیره مانده سوی در دیده هایی بیقرار

کی رسد آب و غذا بر یتیمان نزار

مأمن مستضعفین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******

ساقی کوثر علی

فاتح خیبر علی شاه خونین سر علی ساقی کوثر علی


دست شاه لا فتا دست یزدانی بود

در عزای شیر حقّ سینه طوفانی بود

سروری پابست اوست دیده بارانی بود

آن امام اولین غرق خون شد بر زمین ( ساقی کوثر علی 2 )

در نماز آخرین غرق خون شد بر زمین (ساقی کوثر علی 2 )

******************************************************************

******************************************************************

نوحه و مرثیه حضرت علی(ع)

یتیمان ( هم آهنگ نوحه " چرا بابا نمی آید سراغم " مرحوم گله دارزاده با شعر استاد فریدون یوسفی )

چرا از ما یتیمان کسی امشب نمی گیرد سراغی

چرا در این خرابه نمی تابد دگر نور چراغی

******

چرا مرد غریبه ، نزد امشب سری کاشانة ما

نیاورد کیسه نانی ، سحرگاهان به درب خانة ما


مرا ترس و هراسی مانده بر دل

که شاید بهر او افتاده مشکل

خدا داند که این دل ناگرانی

زده آتش به جان و ریشه از گل


چرابوی جدایی،رسد بر شامه از هرکوچه باغی

چرا از ما یتیمان کسی امشب نمی گیرد سراغی

******

بگو مادر چرا غم، گرفته رنگ و روی شهر کوفه

گل ماتم ز هر سو زده برشاخه های دل شکوفه


خبر آمد علی در خون نشسته

جبین پاک شیر حق شکسته

گمان آن کیسه دوش ناشناس است

علی این پادشاه پینه بسته


چرا این شام تیره شده با ما صغیران مثل یاغی

چرا از ما یتیمان کسی امشب نمی گیرد سراغی

******

خبر پیچیده در شهر، علاجی بر شکاف سر نباشد

سموم کینه دیگر، امیر کوفه را شیرازه پاشد


سفر پیشآمد شاه غدیر است

که او را بر شهادت ناگزیر است

ببر مادر برایش کاسه شیری

طبیبان گفته اند محتاج شیر است


چرا این شام تیره شده با ما صغیران مثل یاغی

چرا از ما یتیمان کسی امشب نمی گیرد سراغی

******

علی از تیغ بیداد، اگر ازپا فتاد وغرق خون شد

دل وجان یتیمان،دگرباره به غصه رهنمون شد


بگو ای سروری سوز یتیمی

وزانده بر رخ آنان نسیمی

کزین درد جگرسوزجدایی

دوباره تازه شد داغ قدیمی


چرابوی جدایی،رسد بر شامه از هرکوچه باغی

چرا از ما یتیمان کسی امشب نمی گیرد سراغی

********************************************************************

********************************************************************


نویسنده محمد رضا محسنی در 07:01 ق.ظ | نظرات()
یکشنبه 23 مرداد 1390 11:02 ق.ظ
salam aghaye mohseni.vaghean khaste nabashid.ajreton ba emam hossein
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir