تبلیغات
حــــرم یــــــار - اربعین حسینی
وبلاگ عاشقان حضرت شاه فضل (ع)
اربعین تو کربلا چه حالی داره ...جای ما سینه زنا رو خالی داره....
درباره ما
در محضر شافضل ، بر سینه زنانیم

این صحن و سرا را ، بر دیده نشانیم

در ماتم یاران ، خونابه فشانیم

با یاد عزیزان ، غرقاب فغانیم
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید تماس با ما
مطالب اخیر وبگاه
به مناسبت فرا رسیدن اربعین حسینی نوحه هایی که استاد محمد

رضا سروری  برای اربعین سرودن رو برای استفاده شما عزیزان

گذاشتم. در ضمن کتاب همراه (مخصوص موبایل) نوحه ها و مرثیه های

سروده شده توسط آقای سروری  آماده شده و بزودی برای دانلود

میزارم .امیدوارم از ما راضی باشین.

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید

سفر به کوی یار

سفری کرده دلم باز به کوی یارم

گوش کن بارِ دگر دردِ دلِ بسیارم

اربعین است و هوایِ وطنِ دلدارم

این چِهِل روز مرا داده بسی آزارم

******

سفری باز سویِ غصه و غم   کرده آغاز دلِ خون شده ام

زینبم کز غمِ هجرانِ حسین   سینه سوزان ترِ مجنون شده ام

منِ شیدایِ دل ودین داده   در تمنای  رخ  دلدارم

شعرِ دلداگی ام بیش از پیش   روی لبهاست که مفتون شده ام

 

عاشقی چیست؟ مگر جز به دلی دل دادن

همچو مرغی به سرِ بامِ نگار افتادن

شعله از هجرِ رُخِ یار به دل افروختن

در غم فُرقتِ او از دل و از جان سوختن

 

گوش کن بارِ دگر دردِ دلِ بسیارم

سفری کرده دلم باز به کوی یارم

******

بارش تیرِ عزا از هرسو   بُرده تاب ازتنِ بشکسته ی من

کز نفیر نِی غم درسینه  شرر افتاده دلِ خسته ی من

آشیان سوخته ای بودم و بس  این چِهِل روز،چِهِل سال گذشت

وصل یاران شده در این وادی  عشق دیرینه ی  پیوسته ی من

 

عاشقی چیست؟ تنفس به هوای یاری

گاهِ دلواپسی و بی کسی و غمخواری

یعنی ازعمقِ درون دل نگرانی داشتن

پرده از عشق نهانی به زبان برداشتن

 

اربعین است و هوایِ  وطنِ دلدارم

سفری کرده دلم باز به کوی یارم

******

بی رُخِ یار به سختی شده طِی  این اسارت که سراسرغم بود

آنچه سوزاند مرا صحنه ی آن  خنجر و بوسه گِهِ خاتم بود

نفسم حبس شود در سینه  از به یاد آوری این غصه

مرگِ جانسوزِ رقیّه  شرری  تازه تر بر دلِ بی مرهم بود

 

عاشقی چیست؟ به جز حسرتِ یاری خوردن

هر شب و روز، چِهِل بار از این غم مُردن

آشنا با مِیِ اندوهِ چِهِل غم بودن

اربعین پَر به هواخواهیِ دل بگشودن

 

این چِهِل روز مرا داده بسی آزارم

سفری کرده دلم باز به کوی یارم

******

سایه ی شوق و امید بر دلِ من  زده خیمه به هواداری  یار

بوده  همراه و انیسم هر دَم  سرِ یاری که نشسته سرِ دار

اگر این قوم جفاجو بشکست  بالِ پروازِ امیدم از کین

آرزویی به دلم داده نوید  که بیایم به تماشایِ نگار

 

عاشقی چیست؟ بجز شور و امیدو تشویش

آرزو داشتنِ دیدنِ دلداده ی خویش

سروری از دلِ صدپاره ی زینب گفتی

تا که از عشقِ حسین غنچه ی دل بشکفتی

 

اربعین است و هوایِ  وطنِ دلدارم

سفری کرده دلم باز به کوی یارم

**************************************
**************************************
**************************************

دوباره کربلا رسیدیم

دوباره کربلا رسیدیم     مزار بابا بدیدیم

دوباره حسرت کشیدیم   صدای یاران شنیدیم

دوباره در غم تنیدیم      عزا بر دل ها خریدیم

******

پناهم بی یاوری بود

فراق و ناباوری بود

چِهِل روز در این اسارت

چِهِل سال دردآوری بود

 

چِهِل روزماتم فزا رفت

سراسر درد و عزا رفت

به هر سو با غصه رفتیم

دقایق بس جانگِزا رفت

 

دوباره در غم تنیدیم    عزا بر دل ها خریدیم

دوباره کربلا رسیدیم     مزار بابا بدیدیم

******

سرشکِ خون از دودیده

به رویِ گونه چکیده

مزارِ بابایِ مظلوم

گلی درآغوش کشیده

 

رباب آن غمدیده مادر

به یادِ گلبرگِ پرپر

هنوزم آشفته حال است

برایِ هجرانِ اصغر

 

دوباره حسرت کشیدیم   صدای یاران شنیدیم

دوباره کربلا رسیدیم     مزار بابا بدیدیم

******

کنون در خاک  بلاییم

به حالِ غم مبتلاییم

دوباره غرقابِ اندوه

کنارِ آن سرجداییم

 

گُل سرخ روییده بسیار

رهِ عشق پوییده بسیار

گُل عشق  دائم  شمیمِ

گُل سرخ بوییده بسیار

 

دوباره شور آفریدیم    رهِ عشق چون برگزیدیم

دوباره کربلا رسیدیم     مزار بابا بدیدیم

******

سرایِ دل شد مصفّا

به عِطرِ دشتِ  معلّا

وزیده  همپایِ اندوه

نسیمِ  عشقی مکفا

 

بگوید سروری  هر روز

خدایا ای عالم افروز

نما از لطفِ رحیمت

جدا این درد جگرسوز

 

به لطفِ حق پُر امیدیم    به عشق او رو سفیدیم

دوباره کربلا رسیدیم     مزار بابا بدیدیم

***************************************
***************************************
***************************************

اربعین و یاد یاران

اربعین دل یادِ یاران می کند

خون به جام سوگِواران می کند

 دیدگانم میلِ باران می کند

******

آسمان نینوا را  باز ابر غم گرفت

جای جای این زمین را بارش ماتم گرفت

خاک خونین پرده از رخساره ای مبهم گرفت

گوئیا غم بار دیگریقه ی آدم گرفت

 

بازاندوه شد نصیب سینه ها

رنگ غم پاشیده بر آیینه ها

دل نموده یاد گود قتلگاه

بی کسی در مسلخی ازکینه ها

 

کجایید ای شهیدان به خاک و خون تپیده

دوباره کاروان  ماتم و اندوه رسیده

همای معرفت  بانوی غیرت عاشقانه

مِی وصل از سبوی غصه آور سرکشیده

خون به جام سوگِواران می کند

اربعین دل یادِ یاران می کند

******

 اربعین یادآور دردیست که می سوزد جگر

خواهری بر قبرِپاک پادشاهی نوحه گر

زائری با چشم تر چون طائری بشکسته پر

دوره ی تلخ جدایی را نهاده پشت سر

 

باز غم گردیده هرجا جلوه گر

آمده اسطوره ی صبر از سفر

محشری در نینوا  از نو به پا

کرده آهِ  کودکانِ بی پدر

 

قرار بی قراران بُرده از کف داغ یاران

ربوده  طاقت و تاب و توان سوگِواران

سزا باشد که ابرغم در این هنگام غمبار

ببارد خون به روی دشت ماتم جای باران

 

دیدگانم میلِ باران می کند

اربعین دل یادِ یاران می کند

******

اربعین هر زخم کهنه باز سر وا می کند

دل از این بار تداعی سخت پروا می کند

یا که درد سینه سوزان را مداوا می کند

یا دوباره نقشِ داغِ تازه ایفا می کند

 

عاشقان سرگشته ی دیدار یار

دلربایی از دلی با غم شکار

در پناه بی پناهان منزوی

گشته داغِ سینه های داغِدار

 

دلِ حسرت نصیب زینب و طفلان معصوم

خطوط نامه ی غم باوری را کرده مرقوم

به نایِ سروری این جمله بنشسته مُداوم

خدایا عُمر ما با عشق مولا کن تو مختوم

 

خون به جام سوگِواران می کند

اربعین دل یادِ یاران می کند

**************************************
**************************************
**************************************

تربت برادری

گریان نشسته خواهری ، بر تربت برادری

به دیده ی از خون تری ، به یادِ خشک حنجری

گوید به سَروِ بی سری ، به آه سینه زائری

حسین غریب مادری ، قتیل تیغ و خنجری

******

رسیده بشکسته دل از این سفر

کسی ندارد از دلِ  او خبر

به هر کجا که می نماید نظر

عزا شود به دیده اش جلوه گر

 

نوحه گر ، خون جگر ، دیده تر

آمده اربعین از سفر کربلا

 

امیرِ  عشق و عاطفه       سفیر عشق و عاطفه

گُل سرای حیدری    عقیله ی پیغمبری

 گریان نشسته خواهری ، بر تربت برادری

******

هوای دیده اش بهاری بُوَد

به لب نوایِ آه و زاری بوَد

سرای سینه ، غم نگاری بُوَد

نمایِ چهره بی قراری بوَد

 

بی قرار ، حالِ زار ، غم نگار

آمده دل غمین از سفر کربلا

 

قافله سالار ادب       وارث مردان عرب

گُل سرای حیدری        عقیله ی پیغمبری

گریان نشسته خواهری ، بر تربت برادری

******

زبان شِکوه وا نموده بسی

بنالد از زمانه ی بی کسی

هم از فراق یار و بی مونسی

هم از شراره های دلواپسی

 

بی کس و، مونس و ، هم نفس

آمده آتشین از سفر کربلا

 

عزیز جان فاطمه      بدون ترس و واهمه

گُل سرای حیدری       عقیله ی پیغمبری

گریان نشسته خواهری ، بر تربت برادری

******

تداعی فراقِ گلعذاران

ربوده تابِ این گل بهاران

بریزد اشک خون مثال باران

به رویِ قبر شاه و خاک یاران

 

آتشین ، دل غمین ، غم جبین

آمده اربعین از سفر کربلا

 

امید و عشق ذاکرین        به وعده گاه آخرین

گُل سرای حیدری      شود شفیع سروری

گریان نشسته خواهری ، بر تربت برادری

****************************************
****************************************
****************************************

خاطره ها

رسیدم و خاطره ها تازه شد

دوباره غم بی حد و اندازه شد

دلم به راه غصه دروازه شد

******

رسیدم و باز دلم شد غمین

بار دگر غصّه نشست بر جبین

بیادم آمد از حسین و عبّاس

پرچم و مشک و دست و نقش زمین

 

 زینب خونین جگرم وای وای

غم شده توش سفرم وای وای

 

حال و هوای قتلگاه شد پدید

یک تن تنها و سپاه یزید

آن دم خونین که به دست ستم

خنجر شمری سر شاهی برید

 

دوباره غم بی حد و اندازه شد

رسیدم و خاطره ها تازه شد

******

به علقمه رفتم  و گریان شدم

یاد لب ساقی عطشان شدم

سوز دلم شد به لبانم عیان

هم نفس ناله وافغان شدم

 

زینب خونین جگرم وای وای

به کوی غم در به درم وای وای

 

به یادم آمد از گل صغیری

غنچه ی  نورسته ی  ناصبیری

طفل لب عطشان شکسته بالی

حنجر خشک و نوک تیز تیری

 

دوباره غم بی حد و اندازه شد

رسیدم و خاطره ها تازه شد

******

یاد جوانان خود افتاده ام

قاسم و اکبر آن دو شهزاده ام

جعفر و عبدلله و عثمان و فضل

عون و محمدم دو دلداده ام

 

زینب خونین جگرم وای وای

 شال عزا شد به سرم وای وای

 

خاطره ی  تلخ  وداع  یاران

دیده ی پُر خون و سرشک باران

پیکر پاره پاره ی بی کفن

له شده در زیر  سُمِ سواران

 

دوباره غم بی حد و اندازه شد

رسیدم و خاطره ها تازه شد

****** 

چِهِل شبانه روز گذشته بر من

فکنده آتش عزا به خرمن

مثل چهل سال پر از شراره

لحظه به لحظه طی شده پر مُحَن

 

زینب خونین جگرم وای وای

غم شده توش سفرم وای وای

 

سوخته در ماتم جانانه دل

کرده پُر از تعزیه پیمانه دل

در سخن سروری این نکته بین

از غم یاران شده ویرانه دل

 

دوباره غم بی حد و اندازه شد

رسیدم و خاطره ها تازه شد

***************************************
***************************************
***************************************

جابر

آمده ام حسین به پابوست

مرغ دلم بین شده محبوست

جابرم آن شیعه ی مأنوست

امان از این دشمن منحوست

******

من آن مبارز  نبرد  بدرم

یار پیمبر از زمان صدرم

زائر كویت شدن ای باوفا

برتر و بالاتر لیل قدرم

عاشق کربلاتم    واله ی نینواتم    نشسته در عزاتم    زائر  بی ریاتم

آمده ام  عقده گشایی كنم

دیده و دل ، كرب وبلایی كنم

سر بنهم بر سر خاكت حسین

شكوه از این دار جدایی كنم

جابرم آن شیعه ی مأنوست

آمده ام حسین به پابوست

******

میوه ی قلب و ثمر مصطفا

زاده ی حیدر گل خیرالنسا

اگرچه محروم ز بینایی ام

عطرتو آورده مرا كربلا

عاشق کربلاتم    واله ی نینواتم    نشسته در عزاتم    زائر  بی ریاتم

كوی تو بویی ز بهشت می دهد

همچو مسیح‌‌ ، بر همه جان می دمد

قبر تو گلزار جنانی بود

زائر تو سوی بهشت می رود

مرغ دلم بین شده محبوست

آمده ام حسین به پابوست

******

شنیده ام سرت زتن بریدند

تنت بروی خاك و خون كشیدند

پیكرپاره پاره ات حسین جان

به زیر سمّ مركبان لهیدند

عاشق کربلاتم    واله ی نینواتم    نشسته در عزاتم    زائر  بی ریاتم

به فرق اكبرت نشسته شمشیر

زدند به نای ناز كودكت تیر

كشیده اند به نی به هر دیاری

سر تمام لشكرت به تصویر

امان ازاین دشمن منحوست

آمده ام حسین به پابوست

******

نه شرمی از رسول حقّ نمودند

نه یک نگاه به ماسبق نمودند

تو را که خود کتاب زنده بودی

به روی نی، ورق ورق نمودند

عاشق کربلاتم    واله ی نینواتم    نشسته در عزاتم    زائر  بی ریاتم

به نای سروریست و خیل ذاكر

دمادم این حدیث ناب جابر

برد فزونتر از ثواب صد حج

هر آنكه بر حسین شود زائر

مرغ دلم بین شده محبوست

آمده ام حسین به پابوست

***********************

اربعینه شاه دینه

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

غم نگینه هر جبینه   روی افلاک و زمینه

چل شب و روزه غمینه    یار  آه  عابدینه

******

دل هنوز این غصّه را  باور نداره

چل شب و روزه به تیر غم شکاره

بی پناه و محرم و  بی سایه ساره

تا نبینه خاک یارش بی قراره

من بدست غم اسیرم  ،  داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده   ،  شد جنون تنها مسیرم

 اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

******

این دل زارم  كه دست غم اسیره

نا گزیره راه غمخواری پذیره

اومده در کربلا  آروم بگیره

یا کنار لالۀ  بی سر  بمیره

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

 ******

عاقبت شد سهم این دل کربلایش

مرغ جان پر وا نموده در هوایش

طاقتی کو تا شماره غم برایش

تا بگه آخر رقیّه  شد فدایش

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

 ******

بعد رنج و محنت بی حد کشیدن

خونۀ دل را خراب از غصّه دیدن

اومده بازم برای  لاله چیدن

درد دل کردن و درد دل شنیدن

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

 ******

اربعین یاد آور درد و تب ماس

ناله مهمونی مداوم بر لب ماس

هالۀ اندوه نگین کوکب ماس

غم طعام سفرۀ روز و شب ماس

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

 ******

دل هنوز باور نداره مرگ اکبر

هجر عباسم سپه سالار لشکر

نقش نیزه بر گلوی ناز اصغر

داغ هفتاد و دو یار لاله پرور

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

 ******

سروری گفتی ز قلب خون زینب

اربعین و داغ  بی درمون زینب

هم شده دین نبی مرهون زینب

هم قلوب شیعیا مجنون زینب

من بدست غم اسیرم ، داغ یارم كرده  پیرم

بر تنم تابی نمانده ، شد جنون تنها مسیرم

اربعینه شاه دینه     دل هنوزم آتشینه

****************************************

****************************************

****************************************

هوای یار

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد 

سینه ام  اسرار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

دل دوبـاره در هـوای یار دیرین پر گشـود

گوی سبقت از تمام عاشقان این دل ربـود

عشق او حال و هوای تازه می بخشد به جان

زخم دل مرهم نهـاد  و طاقت دل را ستـود


با حسین دیدار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

با امید دیدن آلالـه ی خـوش و رنگ و بـو

در دل خلوت نمـودم با خدایـم گفت وگـو

كـن نصیبـم كـربـلا برگـردم و بـار دگـر

لاله های سرخ باغم را نمایم جست و جـو


شوق آن دلدار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

با دلم گویـم پس از یك اربعیـن دلواپسی

آمـد آن روزی كه  بایـد بر مـراد دل رسی

شـوق دیـدار دوبـاره ایـن دل پژمـرده را

برده در خلوتگـه  یار و فـزوده جـان بسی

 

شـوق روی یار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

دیده همچون دل ندارد  طاقـت بی همدمی

اشك خون  بارد كه بنهد بر غم دل مرهمی

گر چه ایّـام جدایـی بر دلـم پایـان رسید

دیـده از نـادیـدن او همچنـان بـارد نمی


دیده ای خونبار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

آمـدم انـدر كـنــار تـربـت یـار  از وفـا

سر خوشم از وصل یار و دل غمینم از جفـا

از زمـانه شكـوه ها خیـزد ز نای خسته ام

درد دل دارم بسـی  با جـدّ پاكـم مصطفـا


عشق و غم سرشار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

یا محمّـد زین عقوبت هـا  ببین احـوال ما

لحظه ای بنما نظـر بر غربـت و بر حـال ما

ضرب شمشیـر است جوابی برلب آزاده ام

تـازیـانـه شـد نگینـی بـر تـن اطفـال ما

 

سر به روی دار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

در غریبی مونسـم آه  همزبـانم گریـه بود

رنگ  و بوی آسمـان دیدگـانـم گریـه بود

عابدیـن هم دركنارم در غم جانانه سوخت

دیده ی پروانـه هـای بوستـانم گریـه بود


یـاوری  تبـدار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد

******

اربعینـی همچو سالی در غم یاران گذشت

كس چه میداند چگونه دوره هجران گذشت

یكطرف از عشق و از دل سوی دیگر غصّه ها

سروری گوید چه ها بر زینب نالان گذشت


زیـر غـم  آوار دارد   درد  دل بسیار دارد

دل هوای یار دارد    درد  دل بسیار دارد


****************************************

****************************************

****************************************

استقبال زینب


حسیـن ای كعبـه ی آمال زینـب

دمی بـرخیـز به استقبـال زینـب


ببیـن در زیر كـوهی از غم و درد

شكستـه روزگـاران  بـال زینـب


چهل روز اسـت روز خوش ندیده

سیـه بنـوشتـه اند اقبـال زینـب


به بـرگ ماتـم و  شعـر مصیبـت

فلك بگرفتـه گـوئی فـال زینـب


كنـارش كـودكـانـت بی قـرارند

هنوزم روی دوشست  شال زینب


نیـاوردنـد به همـراه ، ارمغـانـی

به غیر از قامـت چون دال زینـب


كجـا بـودی ببینـی در  فـراقـت

تمام غصّـه هـا شـد مال زینـب


پیـاپـی درد و داغی تازه  می دید

دلِ از غصّـه ،  مـالامـال  زینـب


مپـرس از دخـتـر نـازت رقـیّـه

دوبـاره خـون مكن احوال زینـب


دمی بنشیـن به حالش زار  بنگـر

عجیـن با غصّه بین تمثال زینـب


هنوزم خون چكـد از زخم  زنجیر

به گـوش آیـد نوای نـال زینـب


عیان نقش و نگار ضرب سیلی است

نگیـنـی بـر رخ اطـفـال  زینـب


شهامت تحفه ای از  مرتضـا شد

نمایان بـر لـب و  اعمـال زینـب


به درد غربـت و رنج اسیریسـت

صبـوری مـرهمی بر  حال زینـب


فصاحـت در  بلاغَـت كرده معنـا

بـیـان نغـز و  اسـتـدلال زینـب


هنوزم منعكس در گوشِ  جانهاست

طنیـن آتـشیـن  ، اقـوال زینـب


خـدایـا آن چنـان كن كـار دنیـا

نِبینیـم در جهـان ، امثـال‌ زینـب


درودِ  ســـروری  بـادا  مــداوم

بـه نـام زینـب و بـر آل زیـنـب


نویسنده محمد رضا محسنی در 02:21 ب.ظ | نظرات()
چهارشنبه 6 بهمن 1389 05:17 ب.ظ
منظور از آقایون مداح هایی هستند که اسمشون برای نظرسنجی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد رضا محسنیسلام مهدی , نه اصلا ربطی به اونا نداره.ما با همشون هماهنگ کرده بودیم.یه تعدادی هستن که میگن بهبهانی ها فرهنگ این کارا رو ندارن.حالا به امید خدا این بحث رو به صورت کامل توضیح میدم.
چهارشنبه 6 بهمن 1389 01:21 ب.ظ
میشه بگین آقایون کیا هستن و چیکارن.
چهارشنبه 6 بهمن 1389 03:45 ق.ظ
salam,nazarsanji ro ta akhare mahe safar bezarid.
محمد رضا محسنیسلام دوستان مهلت نظرسنجی تا روز اربعین بوده.حالا اگه بشه و آقایون ناراحت نشن دوباره فعالش میکنم.
چهارشنبه 6 بهمن 1389 03:41 ق.ظ
با تشکر از شما دوست گرامی اگه امکان داره نظرسنجی رو تمدید کنید.چون خیلی از دوستان نمیدونستیم نظرسنجی گذاشتین.
چهارشنبه 6 بهمن 1389 03:30 ق.ظ
سلام محمد رضا , کتاب آقای سروری را زود تر آماده کنید.راستی متن نوحه های آقای تمدن را بزارید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir